چت روم
چت روم استان چهارمحال وبختیاری
مادرم بلوط
اصفهان متعهد
فندک برقی سیگار لمسی
تبادل لینک
هوشمند
برای
تبادل لینک
ابتدا ما را با
عنوان همه
درهمه و
آدرس vahid-zz.LXB.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
enterweb.ir
Translate : Enterweb.ir
عملكرد و فعاليتهاي بانك استقراضي-رهني
اين بانك به همه پيشهوران و بازرگانان وام ميداد و دادن وام به متقاضيان به ازاي گرفتن كالا يعني اموال منقول، اوراق بهادار و حتي اشياء قيمتي بود.[5] اين بانك علاوه بر عمليات بانكي و رهني، حق انحصاري حراج عمومي را بر عهده داشت و از پرداخت ماليات نيز معاف بود.[6] چند سال پس از شروع به كار مطابق حق انحصاري كه براي رهن اموال غیر منقول داشت، املاك را نيز رهن ميگرفت.[7]
اين بانك اجازه صرافي و انجام امور بازرگاني و خريد سهام را نيز دارا بود و وامهاي بدون وثيقه هم به برخي از بازرگانان و شاهزادگان و دولتمردان ايراني ميداد و از اين طريق گسترش نفوذ روسيه را هم موجب ميشد. به گفته لُرد كرزن رقيبي براي بانك شاهنشاهي بود كه زير حمايت دولت روسيه هم قرار داشت.[8]
قرار گرفتن بانك زير نظر دولت روسيه
ارزش اين امتياز براي روسيه آنقدر زياد بود كه پس از شروع كار و تحكيم موقعيت آن، بانك دولتي سنپطرزبورگ سهام آنرا خريد[9] و در سال1898م(1315ه.ق) آنرا به صورت شعبهاي از وزارت دارايي امپراطوري روسيه درآورد.[10]
سرمايهی بانك نامحدود بود و آنچه لازم داشت از وزارت دارايي و خزانه روسيه دريافت ميكرد[11] و در معاملات اقتصادي و تجاري رقيب سرسخت بانك شاهنشاهي گرديد.[12]
در پايان سال1907م، اين بانك در تهران، تبريز، رشت، مشهد، شعبهها و در قزوين و همدان، انزلي، اروميه، اصفهان، سيستان و سبزوار نمايندگيهايي داير كرد.[13] در سال1319ه.ق پس از وامخواهي دوم مظفرالدينشاه، امتياز احداث راه آهن، جلفا به قزوين نيز به اين بانك داده شد. البته اين خط آهن تا تبريز بيشتر امتداد نيافت و مطابق قرارداد 8 اسفند1299(مودت1921م) به دولت ايران واگذار شد.[14]
شعاع عمل اين بانك به تدريج توسعه يافت و به دولت و پادشاه و شاهزادگان نيز وام ميداد و بدين ترتيب علاوهبر آنكه از اين طريق سود كلاني عايد بانك نميشد، غالبا ضرر هم ميداد؛[15] چون مقصود روسها از تأسيس بانك استقراضي، توسعه نفوذ در ايران بود. مبالغ زيادي به درباريان و اعيان و اربابان بانفوذ و علما قرض داد به نحوي كه يك وقت وزارت دارايي روسيه متوجه شد كه از 30ميليون منات سرمايهی بانك بيش از 3ميليون باقي نمانده و بقيه وام داده شده است. بانك استقراضي هرچند هميشه اقدامات پرسود مالي انجام نداد ولي معالوصف هدف سياسي خود را كه به خاطر آن تأسيس شده بود را به صورت عملي درآورد.[16]
روسيه نه تنها در برابر شاه و وزيران رشوهخوار او خوشخدمتي نشان ميداد، بلكه خواست حُسن نيت همه را به خود معطوف دارد، به بانك استقراضي دستور داد همان حسن نظر و بذل و بخشش را كه در حق شاه دارد به عموم نيز نشان دهد تا بدين ترتيب بانك انگليس را از فعاليتهاي تجاري در ايران دور كنند و هم جانشين بانك شاهنشاهي در معاملات افراد گردد. بانك استقراضي در مورد تنزيل و ربح بروات تجاري و وامها از بعضي جهات كمتر از بانك شاهنشاهي سختگير بود چنانچه روسها در جميع بازارها به خوش خدمتي و بيغرضي شهرت يافتند.[17]
بانك استقراضي علاوه بر اين به معاملات تجاري، دادن امتيازات ملكي و امور رهني نيز پرداخت و از بركت وامهايي كه ميداد و در مقابل آن وثيقهاي كه به گِرو ميگرفت، مالك بسياري از مستغلات گرديد. قريب 45ميليون روبل به ايرانيان قرض داد و در مقابل گِروهاي ملكي گرفت.[18]
بانك شاهنشاهي و بانك استقراضي سخت با يكديگر رقابت مينمودند و با آنكه بانك شاهنشاهي امتياز انحصاري بسيار گرانبهاي انتشار اسكناس را داشت، نميتوانست به آساني در برابر اقداماتي كه بانك استقراضي عليه آن مينمود، مقاومت نمايد. به همين جهت رئيس بانك شاهنشاهي اصرار ميورزيد كه دولت انگلستان اكثريت سهم بانك استقراضي را بخرد ولي اين اصرار به جايي نرسيد.[19]
بانك استقراضي سالها به كار خود ادامه داد و بعضي از پرداختهاي دولت ايران از جمله پرداختهاي حقوق تيپ قزاق به وسيله اين بانك انجام ميگرفت و بسياري از دولتمردان و صاحبان نفوذ و نيز دولت و شاه، بخصوص در زمان مظفرالدينشاه در ردهی وامداران اين بانك درآمدند.[20]
بهطوركلي با تأسيس اين دو بانك(بانك شاهنشاهي و استقراضي) ايران باز هم سهم بيشتري از آزادي اقتصادي خود را از دست داد. اين دو بانك نگذاشتند تا ايرانياني كه درصدد تأسيس سازمانهاي اعتباري بودند به مقصود خود برسند.[21]
حادثهی بانك استقراضي
در وسط بازار امير تهران قبرستان كهنه و مدرسهاي خراب و ويران وجود داشت. به مرور زمان مردم زمينهاي اطراف قبرستان را تصرف كرده خانه ساخته بودند، علما و مجتهدين در فروش زمينهاي مدرسه و قبرستان به منظور تبديل به احسن اشكالي نميديدند.[22] در چنين اوضاعي بانك استقراضي روس نيز مصمم شد در مركز بازار تهران ساختماني بسازد و براي انجام منظر بهتر اين ديد از مدرسه و قبرستان بلاصاحب استفاده كند. نخست منازل اطراف را از مالکین خريداري كرد، آنگاه براي خريد مدرسه به وسيله حاجمستشارالتجار دست به دامن طباطبائي شد. ولي طباطبائي قبول نكرد ولي شيخفضالله قبول كرد و آنجا را فروخت.
روسها پس از به دست آوردن اين سند شروع به ساخت كردند و از جمله چاهي حفر نمودند تا استخوان مردگان را در آن بريزند، ضمن درآوردن استخوانها، جسد تازه زني پيدا شد كه با بياعتنايي به درون چاه سرازير شد. خبر اين حادثه احساس برانگيز به گوش مخالفين دولت رسيد. طباطبائي براي اجراي تصميمات خود به رئيس بانك پيغام فرستاد: «زمين قبرستان و مدرسه را خراب كردن به هيچ قانوني مشروع نيست و نخواهم گذاشت كه اين زمين در تصرف شما بماند و عمارت بنا كردن در اين مكان تضييع پول خودتان است.» او پاسخ داد: من از مستشارالتجار خريدم و او نوشتجات معتبر در دست دارد.[23]
خبر اتفاقات به نجف نيز رسيد و برخي علماي آنجا هم ناخشنودي نمودند ولي بانك همچنان به كار خود ادامه ميداد. تا اينكه در روز 4آذر1284ه.ش محمد واعظ از سخنوران برجسته عهد انقلاب مشروطه بالاي منبر رفت. و بعد از سخنرانی دربارهی حرمت رباخوارگي كه كار اساسي بانكها است، و اشاره به داستان قبرستان و بيرون آمدن اجساد تازه، به اتفاق مردم به سمت قبرستان محل ساختمان حركت كردند و بناي نيمهكارهی بانك را خراب و ريشهكن كردند. بانك روس به دولت شكايت كرد و بيست هزار تومان ادعاي خسارت كرد. شاه فرمان داد خسارت بانك را بپردازند و به علما كاري نداشته باشند و اين كار شاه آتش غوغا را فرو نشاند.[24]
انقلاب روسيه و منحلشدن بانك استقراضي
پس از انقلاب اكتبر1917 روسيه و استقرار دولت اتحاد جماهير شوروي، كار بانك متزلزل شد و عهدنامهی مودتي در سال1921م بين دولتين ايران و شوروي منعقد گرديد. بهموجب فصل نهم اين عهدنامه، دولت بلشويكي روسيه بانك استقراضي روس را با كليه نقدينگي، اشياء قيمتي و اموال منقول و غيرمنقول و همچنين كليه مطالبات و بدهي آن، به دولت ايران واگذار كرد.[25] هيئت دولت ايران به رياست سيدضياء طباطبائي در پنجمفروردين1300ش تصويبنامهاي صادر كرد و به وزارت دارايي اجازه داد اداره بانك استقراضي را در تهران و شعبههاي آن در شهرستانها زير نظر بگيرد و به خدمت كاركنان روسي بانك در تهران و شهرستانها(بهجز عدهاي كه تا خاتمهی كار تحويل گرفتن بانك به وجود آنها نياز هست) خاتمه دهد و تمام حقوق عقبافتاده كاركنان روسي و غير روسي بانك را كه اخراج ميگردند به اضافه معادل 3ماه حقوق به آنان پرداخت نمايند.[26]
بانك ايران بهجاي بانك استقراضي
پس از آنكه وزارت دارايي ايران بانك استقراضي را زير نظر گرفت با همكاري وزارت دارايي و«اِبالُنسكي» رئيس بانك استقراضي، يك اداره موقتي زير نظر«خشاب علياف» بازرس اداره مركزي بانك براي انجام كار تحويل و تحول بانك بهوجود آورد و در همين حال دولت ايران بانكي را بهنام«بانك ايران» جانشين بانك استقراضي نمود تا كار تحويل و تحول بانك را به انجام رساند و شخصي به نام«الكساندر تونيانس» كه يك ارمنيتبار و در كار بازرگاني بود به رياست بانك ايران منصوب گرديد. سفارت انگليس به نام بانك ايران اعتراض كرد و آن نام را مخل مصالح بانك شاهنشاهي ايران دانست ولي وزارت امورخارجه پاسخ داد كه كلمه شاهنشاهي معرف بانك انگليسي است و نام بانكِ ايران خللي به نام بانك شاهنشاهي ايران وارد نخواهد كرد. پس از چندي براي تشريع كار تحويل و تحول بانك استقراضي از سوي قوامالسلطنه نخستوزير، مرتضيخان ممتازالملك به رياست بانك ايران منصوب شد و كار تحويل و تحول بانك زير نظر كميسيون مختلط مركب از رئيس كل بانك ايران، و رئيس سابق بانك ايران و نماينده وزارت امورخارجه و وزارت دارايي و نماينده دولت شوروي و نمايندگان بانك استقراضي پيگيري شد و كار تحويل و تحول بانك به مرحلهی انجام رسيد ولي تنظيم و امضاء و مبادله صورت مجلس قطعي تحويل بانك استقراضي را نمايندگان اداره بانك استقراضي و نمايندهی سفارت شوروي، موكول به پرداخت حقوق عقبافتاده كاركنان روسي بانك نمودند. سرانجام با تأكيد نخستوزير(احمد قوام) و پيگيري رئيس بانك ايران و وزارت دارايي، حساب كاركنان روسي بركنار شده بانك تسويه شد و روز 21محرم1341(22شهريور1301 يا 14سپتامبر1922) صورت جلسه تحويل بانك به امضاي نمایندگان دو طرف رسيد و مبادله شد و مطالبات و بدهيها و محاسبات كلي بانك در صورت جلسه مشخص گرديد.[27]
وزارت دارايي به جانشيني بانك استقراضي به وصول مطالبات متفرقه بانك از بدهكاران پرداخت. بانك ايران در وصول مطالبات خود با مشكلات عديدهاي روبرو بود. يك قسمت از بدهكاران بانك به مرور ايام، فوت يا ورشكسته شده بودند عدهاي ديگر هم قباله املاك خود را به موجب نوشتههاي شرعي يا تعهدنامهها ضامن تأمين بدهي خود قرار داده بودند، قسمتي از آن املاك مورد اختلاف و قسمت ديگر هم غیر قابل استفاده و بهطوركلي وضعيت املاك در رهن بانك مجهول بود. قسمت ديگري از مطالبات بانك مربوط به معامله مالالتجاره بود كه اغلب بدهكاران نسبت به معامله با بانك معترض بودند و خود را طلبكار هم ميدانستند. بعضي از آنها نيز نسبت به اسناد خود كه در بانك ضبط بود، دعوي جعليت و يا بياطلاعي ميكردند. از سوي ديگر بانك ايران خود نيز به افرادي بدهكار بود و هميشه از جانب آنان تحت فشار قرار داشت تا بدهيهايش را تصويه كند. اين بانك كه با بدهيهاي هنگفت تحويل دولت ايران شده بود، در اين زمينه چنان مستأصل بود كه حتي توان پرداخت وجه آب مصرفي خود را هم به اداره بلديه نداشت. اين درحالي بود كه در مورد ميزان مطالبات و بدهيهاي بانك، بين بدهكاران و طلبكاران با بانك اختلاف نظر شديد موجود بود. به منظور رفع اين اختلافها كميسيونهاي متعددي با شركت نمايندگان وزارتخانهها و بدهكاران و طلبكاران بانك تشكيل شد اما نتيجه چنداني از آنها حاصل نشد و چنانكه از اسناد به جامانده از آن دوران برميآيد، پس از سال1312ه.ش كه بانك ايران ضميمهی بانك كشاورزي و پيشه و هنر شد و حتي تا پايان دههی1320 هنوز اين اختلافات ادامه داشت.[28]
[1] . ولايتي، علياكبر؛ تاريخ روابط خارجي ايران در دوران ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه، تهران، وزارت امور خارجه، 1372، ص 325
[2] . لساني، ابوالفضل؛ طلاي سياه يا بلاي ايران، تهران، اميركبير، 1357، ص 41
[3] . هاشمي رفسنجاني، علياكبر؛ اميركبير يا قهرمان مبارزه با استعمار، تهران، مؤسسه انتشارات فراهاني، 1346، ص 534
[4] . علي بابايي، غلامرضا؛ تاريخ سياست خارجي ايران شاهنشاهي هخامنشي تا امروز، تهران، درسا، 1375، ص 155
[5] . اميني، عليرضا؛ روابط خارجي ايران از قاجاريه تا سقوط رضاشاه، تهران، خط سوم، 1382، ص 139
[6] . اسماعيلي، عليرضا؛ اسنادي از اختلاف دعاوي بانك ايران(بانك استقراضی)، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1380، ص 6
[7] . مستوفي، عبدالله؛ شرح زندگاني من يا تاريخ اجتماعي و اداري دوره قاجار، تهران، نشر زوار، بيتا، ج 1، ص 610
[8] . كرزن، جورج؛ ايران و قضيه ايران، ترجمه وحيد مازندراني، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، 1362، ج 1، ص 788.
[9] . هاشمي رفسنجاني، علياكبر؛ پيشين، ص 535.
[10] . اميني، عليرضا؛ پيشين، ص 139.
[11] . اميني، عليرضا؛ ابوالحسن شيرازي، حبيبالله؛ تحولات سياسي اجتماعي ايران از دوران قاجار تا سقوط رضاشاه، تهران، قومس، 1382، ص 135.
[12] . ايوانف، م.س؛ انقلاب مشروطيت ايران، ترجمه كاظم انصاري، تهران، شركت سهامي كتابهاي جيبي، 1354، ص 13.
[13] . اميني، عليرضا؛ پيشين، ص 139.
[14] . ولايتي، علياكبر؛ پيشين، ص 337.
[15] . اميني، عليرضا؛ ابوالحسن شيرازي، حبيبالله؛ پيشين، ص 135.
[16] . لساني، ابوالفضل؛ پيشين، ص 41.
[17] . اميني، عليرضا؛ و ابوالحسن شيرازي، حبيبالله؛ پيشين، ص 135.
[18] . افشار يزدي، محمود؛ سياست اروپا در ايران، ترجمه سيد ضياء الدين دهشيري، تهران، انتشارات بنياد افشار يزدي، 1358، ص 90.
[19] . نصر، سيدتقي؛ ايران در برخورد با استعمارگران از آغاز قاجاريه تا مشروطيت، تهران، شركت مؤلفان و مترجمان، 1363، ص 360.
[20] . ولايتي، علياكبر؛ پيشين، ص 337.
[21] . اميني، عليرضا؛ و ابوالحسن شيرازي؛ حبيبالله؛ پيشين، ص 135.
[22] . مدني، سيدجلال الدين؛ تاريخ تحولات سياسي و روابط خارجي ايران، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1361، ج 2، ص 98.
[23] . اميني، عليرضا؛ پيشين، ص 155.
[24] . اميني، عليرضا؛ و ابوالحسن شيرازي، حبيبالله؛ پيشين، ص 171.
[25] . اسماعيلي، عليرضا؛ پيشين، ص 5.
[26] . ولايتي، علياكبر؛ پيشين، ص 337.
[27] . همان، ص 342.
[28] . اسماعيلي، عليرضا؛ پيشين، ص 6.
نظرات شما عزیزان:
بازدید :
تاریخ : سه شنبه 4 آذر 1392برچسب:بانك استقراضي-رهني, ناصرالدين شاه, روسيه, انگليس, رويتر, بانك شاهنشاهي, پولياكف, رافالويچ, بانك ايران, علوم سياسي, زمان : 17:7 | نویسنده : وحید | لینک ثابت |